|
دیگر شبیه عشق تو کمرنگ می شوم این بازیه بدیست که تکرار میکنی...
|
وقتی غریبه ای گذری محرم شماست
اینجا همیشه قسمت من دست بی صداست
من سالهاست پیش خودم فکر می کنم
آن تکیه گاه غربت من واقعا کجاست
من اعتبار فاصله را حدس می زنم
با این پل شکسته که بین من و شماست
گاهی خیال می کنم از کوچه می روی
از بس صدای پای تو با گوشم آشناست...