|
دیگر شبیه عشق تو کمرنگ می شوم این بازیه بدیست که تکرار میکنی...
|
بسترم صدف خالی یک تنهاییست
وتو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری...
کی می گه منتو رو خیلی دوست دارم
کی می گه من به تو وابسته شدم
دیگه اصلا نمی خوام ببینمت
به خدا قسم ازت خسته شدم
کی می گه منظورم از زیبا تویی
کی می گه تو نبا شی دق می کنم
یعنی اونقدر دیوونم که می شینم
واسه امثال تو هق هق می کنم...
سرنوشت یه میدونه زندگی ولی یه بازی
پیش اسم من نوشتن حقته باید ببازی...
نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس می خوام...
سر این پنجره ی باز به سوی تو چه بود
که مرا تا به ابد چشم به راه تو نمود...